پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

جز لطف تو جانا به جهان هیچ کسم نیست

فریاد رسم زود که فریادرسم نیست

چون بلبل شوریده منم عاشق رویش

در بندم و نالان و خلاص از قفسم نیست

از جان به هوای سر کویت شب و روزم

جز دیدن روی تو به عالم هوسم نیست

از محنت هجران تو چون جان به لب آمد

بر دولت وصل تو چرا دسترسم نیست

در راه بیابان تواَم چون شتر مست

قطعاً خبر از راه و ز بانگ جرسم نیست

ای کعبه مقصود اگر دور فتادی

چندانکه روم در ره عشق تو بسم نیست

زنهار به فریاد من خسته جگر رس

زان روی که جز لطف تو ای دوست کسم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶مرا به غیر صبا پیش دوست محرم نیست
  2. شمارهٔ ۳۰۷چه کنم در شب هجران تو آرامم نیست
  3. شمارهٔ ۳۰۸مهربانی ز دلستانم نیست
  4. شمارهٔ ۳۰۹درد هجران ز تو نهانم نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۰دلی کجاست که آن دل سرشته با غم نیست
  6. شمارهٔ ۳۱۱الهی شکر و فضلت را کران نیست
  7. شمارهٔ ۳۱۲مرا به درد فراق تو هیچ درمان نیست
  8. شمارهٔ ۳۱۳هزار محنت و غم چون فراق یاران نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.