پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

از مهر منت به دل اثر نیست

وز جان جهان ترا خبر نیست

آخر ز چه روی ای نگارین

سوی من خسته‌ات نظر نیست

ما در قدم تو سر نهاده

چون سرو به ما ترا گذر نیست

تا چند کنی جفا به جانم

در مذهب تو وفا مگر نیست

گر هست ترا به غیر ما دوست

بر جای تواَم کس دگر نیست

عالم همه گر وصال و شادیست

جز خون جفام در جگر نیست

از مکنت این جهان چو ما را

جز گوهر اشک و روی زر نیست

چندین چه کشی جفا تو ای دل

بخت تو به وصل راهبر نیست

صد تیغ جفا اگر ببارد

جز جان جهان ترا سپر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵مرا در عشقت از عالم خبر نیست
  2. شمارهٔ ۲۸۶ما را ز سر کوی غمت راه به در نیست
  3. شمارهٔ ۲۸۷مرا به غیر هوای تو، هیچ در سر نیست
  4. شمارهٔ ۲۸۸گر بپرسی بندهٔ خود را، ز لطفت دور نیست
  5. شمارهٔ ۲۸۹گر ز حال زار مسکینان بپرسی دور نیست
  6. شمارهٔ ۲۹۰گر مرا میل تو باشد بی تکلّف دور نیست
  7. شمارهٔ ۲۹۱جانا دلم ز روی تو یک دم صبور نیست
  8. شمارهٔ ۲۹۲گر مرا به ماه رویت مهر باشد دور نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.