پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

گر ز حال زار مسکینان بپرسی دور نیست

گرچه دلبر را غمِ حالِ منِ مهجور نیست

ای طبیب درد من آخر چرا از روی لطف

یک زمانت در جهان پروای این رنجور نیست

بی رخت صبرم میسّر نیست جانا چون کنم

چون درین عالم کسی مانند تو منظور نیست

در سرابستان جنّت بلکه در فردوس نیز

مثل تو ای نور چشمم در جهان یک حور نیست

عاشقان روی تو گرچه ز حد بیرون بود

لیکن اندر صادقی مانند من مشهور نیست

بندهٔ جانی بود بسیار او را در جهان

هیچکس را حالتی چون حالت منصور نیست

کعبهٔ مقصود ما را گر رهی باشد مخوف

تشنگان وصل او را راه چندان دور نیست

بوستان پر غلغل چنگست و عود و نای و رود

موسم گل در سرابستان یکی مستور نیست

هیچ می‌دانی که چون رخسار شهرآرای تو

در جهان بین جهان ای نور دیده نور نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱جانا دلم ز روی تو یک دم صبور نیست
  2. شمارهٔ ۲۹۲گر مرا به ماه رویت مهر باشد دور نیست
  3. شمارهٔ ۲۹۳شوقم به وصل دوست نهایت پذیر نیست
  4. شمارهٔ ۲۹۴یک دم مرا ز صحبت جانان گزیر نیست
  5. شمارهٔ ۲۹۵دیده ز مهر روی تو یک نفسش گزیر نیست
  6. شمارهٔ ۲۹۶مرا جز عشق تو در سر هوس نیست
  7. شمارهٔ ۲۹۷تو می دانی که ما را جز تو کس نیست
  8. شمارهٔ ۲۹۸دیدم که آن نگار چو بر من وفاش نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.