پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰

گر مرا میل تو باشد بی تکلّف دور نیست

زآنکه در فردوس اعلی مثل تو یک حور نیست

نرگس شهلا اگرچه مست و شوخ و سرکشست

در سرابستان جان چون چشم تو مخمور نیست

گرچه عاشق هست بسیارت ولی چون من یکی

خستهٔ دل بستهٔ سرگشتهٔ مهجور نیست

ای طبیب من چو دردم را تو درمانی بگو

کز چه رو آخر تو را پروای این رنجور نیست

تا جدا گشتی ز چشمم ای دو چشم جان من

بی رخ عاشق فریبت چشم دل را نور نیست

گر به تیغم می‌زنی یا جان ستانی حاکمی

کیست کاو در عشق تو عاشق‌تر از منصور نیست

گرچه گشتم در جهان بسیار خوبان دیده‌ام

در جهان خوبرویی به ز تو منظور نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲گر مرا به ماه رویت مهر باشد دور نیست
  2. شمارهٔ ۲۹۳شوقم به وصل دوست نهایت پذیر نیست
  3. شمارهٔ ۲۹۴یک دم مرا ز صحبت جانان گزیر نیست
  4. شمارهٔ ۲۹۵دیده ز مهر روی تو یک نفسش گزیر نیست
  5. شمارهٔ ۲۹۶مرا جز عشق تو در سر هوس نیست
  6. شمارهٔ ۲۹۷تو می دانی که ما را جز تو کس نیست
  7. شمارهٔ ۲۹۸دیدم که آن نگار چو بر من وفاش نیست
  8. شمارهٔ ۲۹۹به درد ما بجز از وصل تو دوا خوش نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.