پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۷

ای دلم در لعل شکّرخای تو

جسته جان در قامت و بالای تو

هیچ سروی نیست مانند قدت

من بچینم درد سر تا پای تو

روح بفزاید دگر بار ار زنم

بوسه‌ای بر لعل روح افزای تو

همچو چشمت جان من مدهوش و مست

همچو زلفت دل شده شیدای تو

یک زمان این بنده را در خاطرت

بگذران تا بگذرم از رای تو

غمزه‌ات دلدوز و بس عاشق کش است

زان سر زلفین ماراَفسای تو

ای عزیز من ندیده هیچکس

در جهان چون ترکش شهلای تو

گل به بستان گر بود با رنگ و بوی

کی بود چون چهره زیبای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۹ای دیدهٔ بخت جهان در آرزوی روی تو
  2. شمارهٔ ۱۲۱۰باد صبا جان می‌دهد در آرزوی روی تو
  3. شمارهٔ ۱۲۱۱بردی دل من به چشم و ابرو
  4. شمارهٔ ۱۲۱۲من ندیدم ای دل سرگشته جز بیداد ازو
  5. شمارهٔ ۱۲۱۳ای که دل دارد بسی بر روی جانان آرزو
  6. شمارهٔ ۱۲۱۴گفته بودم یار گیرم یار کو
  7. شمارهٔ ۱۲۱۵دلبرا لذّت جوانی کو
  8. شمارهٔ ۱۲۱۶ای صبا حال دل من بر دلدار بگو
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.