پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱۵

دلبرا لذّت جوانی کو

اندرین روز یار جانی کو

عیش و ذوقی که پیش ازین بودی

گر بود نیز شادمانی کو

گر صدت مهربان بود ظاهر

دلبری جانی نهانی کو

در جهانم گناه نیست بسی

لیکن امّید آن جهانی کو

وعدهٔ وصل می‌دهد ما را

چه کنم عمر جاودانی کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۷صبا تو حال دل خسته با نگار بگو
  2. شمارهٔ ۱۲۱۸ای صبا قصّهٔ دردم برِ دلدار بگو
  3. شمارهٔ ۱۲۱۹ای صبا گر زان نگار ما خبر داری بگو
  4. شمارهٔ ۱۲۲۰خردم گفت برو ای دل دیوانه برو
  5. شمارهٔ ۱۲۲۱تا مرا شد سایه زلفت پناه
  6. شمارهٔ ۱۲۲۲ای سواد دیده‌ام روی چو ماه
  7. شمارهٔ ۱۲۲۳آن دیده بین که چون به جفا می‌کند نگاه
  8. شمارهٔ ۱۲۲۴تشنه درد فراقت منم ای جان دردِه
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.