پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۰

خردم گفت برو ای دل دیوانه برو

یک نصیحت ز من ای پیر جهان دیده شنو

عمر بگذشت به افسوس و به غفلت باری

گوشه ای گیر و به هر در ز پی نفس مرو

پنج روزی که ترا مهلت عمرست بگیر

در جهان از اثر طاعت و از خیر گرو

تخم خیری که درین مزرعه بی بنیاد

چون نکشتیم چه حاصل بودش وقت درو

گر شوی گرسنه و دسته نانی بینی

از سر داعیه بگذر ز پی حرص مرو

با کهن خرقه خود ساز و تکبّر کم کن

همچو طفلان تو مشو شاد بدین جامه نو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۲ای سواد دیده‌ام روی چو ماه
  2. شمارهٔ ۱۲۲۳آن دیده بین که چون به جفا می‌کند نگاه
  3. شمارهٔ ۱۲۲۴تشنه درد فراقت منم ای جان دردِه
  4. شمارهٔ ۱۲۲۵ای غمت در جان ما جا ساخته
  5. شمارهٔ ۱۲۲۶ای در شکنج زلف تو مرغ دلم جا ساخته
  6. شمارهٔ ۱۲۲۷گر کند میل جفا دلبر من گویم چه
  7. شمارهٔ ۱۲۲۸ای مرا از یاد خود بگذاشته
  8. شمارهٔ ۱۲۲۹نگران خم ابروی توام پیوسته
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.