پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱۶

ای صبا حال دل من بر دلدار بگو

قصّه بلبل شوریده به گلزار بگو

آنچه بر جان من از محنت دلدار منست

یک به یک بشنو و لطفی کن و با یار بگو

زینهار از من دلخسته به دلدار رسان

وآنچه گویم به تو ای یار تو زنهار بگو

جانم از درد فراقت به لب آمد جانا

کی بود با تو مرا وعدهٔ دیدار بگو

صبر ماهی نتواند که کند ز آب ولی

می‌کنم صبر ز روی تو به ناچار بگو

مدّعی عیب من دلشده زین بیش مکن

حال آشفتگی دل برِ دلدار بگو

کاین دل از زلف تو چون جان و جهان بی سر و پاست

از که جوید دل من چارهٔ این کار بگو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۸ای صبا قصّهٔ دردم برِ دلدار بگو
  2. شمارهٔ ۱۲۱۹ای صبا گر زان نگار ما خبر داری بگو
  3. شمارهٔ ۱۲۲۰خردم گفت برو ای دل دیوانه برو
  4. شمارهٔ ۱۲۲۱تا مرا شد سایه زلفت پناه
  5. شمارهٔ ۱۲۲۲ای سواد دیده‌ام روی چو ماه
  6. شمارهٔ ۱۲۲۳آن دیده بین که چون به جفا می‌کند نگاه
  7. شمارهٔ ۱۲۲۴تشنه درد فراقت منم ای جان دردِه
  8. شمارهٔ ۱۲۲۵ای غمت در جان ما جا ساخته
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.