پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۵

گشتم از جان بنده بالای تو

سر فدای روی شهر آرای تو

چون ز من بربود آرام و قرار

جان به شوخی غمزهٔ شهلای تو

سرو جان بگذر زمانی سوی ما

تا بمالم روی را در پای تو

زلف شبرنگت به روی آشفته کن

تا شود مشک ختن لالای تو

سرو اگر در باغ بیند قامتت

از قد افتد بی شک از بالای تو

ای دو چشم من تو می‌دانی ز چشم

برد خوابم نرگس رعنای تو

گر به جانم می‌کنی حُکمت روان

نیست رایی در جهان جز رای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۷ای دلم در لعل شکّرخای تو
  2. شمارهٔ ۱۲۰۸ما را شکایتیست ز دست جفای تو
  3. شمارهٔ ۱۲۰۹ای دیدهٔ بخت جهان در آرزوی روی تو
  4. شمارهٔ ۱۲۱۰باد صبا جان می‌دهد در آرزوی روی تو
  5. شمارهٔ ۱۲۱۱بردی دل من به چشم و ابرو
  6. شمارهٔ ۱۲۱۲من ندیدم ای دل سرگشته جز بیداد ازو
  7. شمارهٔ ۱۲۱۳ای که دل دارد بسی بر روی جانان آرزو
  8. شمارهٔ ۱۲۱۴گفته بودم یار گیرم یار کو
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.