پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۲

جانا کدام دل که نگشته‌ست رام تو

و آن کیست کاو نشد به ارادت غلام تو

جز نام دوست ورد زبانم نمی‌شود

در هر نفس که می‌زنم اوّل به نام تو

ناکامی جهان ز جهانت گر آرزوست

خوش باش زان جهت که جهان شد به کام تو

هرچند خون این دل بیچاره خورده است

بادا شراب عیش همیشه به جام تو

محرم بجز نسیم صبا نیست هیچکس

کز من برد پیامی و آرد سلام تو

دانی چه فتنه‌ایست که افتاد در جهان

زان چشم آهوانه و زلف چو شام تو

ای دل هوای زلف معنبر چه می‌کنی

در غم بسوختیم ز سودای خام تو

آن دام و دانه‌ای که تو داری ز زلف و خال

آخر کدام مرغ نیفتد به دام تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۴ای دل به درد عشق ندارم دوای تو
  2. شمارهٔ ۱۲۰۵گشتم از جان بنده بالای تو
  3. شمارهٔ ۱۲۰۶جانم به لب رسید ز جور و جفای تو
  4. شمارهٔ ۱۲۰۷ای دلم در لعل شکّرخای تو
  5. شمارهٔ ۱۲۰۸ما را شکایتیست ز دست جفای تو
  6. شمارهٔ ۱۲۰۹ای دیدهٔ بخت جهان در آرزوی روی تو
  7. شمارهٔ ۱۲۱۰باد صبا جان می‌دهد در آرزوی روی تو
  8. شمارهٔ ۱۲۱۱بردی دل من به چشم و ابرو
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.