پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۸

هجران آن صنم گلعذار بین

وز خون دیده روی جهان لاله زار بین

کارم ز غم خراب و به دل بار هجر یار

از روزگار سفله مرا کار و بار بین

ای دل چو زلف یار پریشانیت چه سود

از ما مبین تو این همه از روزگار بین

ای باده نوش، مستی شب را مبین دمی

یک لحظه با خود آی و صبوح خمار بین

در فصل نوبهار و همه رنگ مختلف

در بوستان ز صانع پروردگار بین

از آب تلخ و شور که در بحر ممکنست

اندر دل صدف تو دُر شاهوار بین

یارب مبین گناه من و حال آن مپرس

از روی مرحمت به من شرمسار بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۰بگشای در رحمت بر روی من مسکین
  2. شمارهٔ ۱۱۹۱بلبل شوریده زندان برنتابد بیش ازین
  3. شمارهٔ ۱۱۹۲ای به قد چون سرو نازی صد هزاران آفرین
  4. شمارهٔ ۱۱۹۳جان بدادم در فراق روی او
  5. شمارهٔ ۱۱۹۴ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تو
  6. شمارهٔ ۱۱۹۵گر کشم بار کسی هم بار تو
  7. شمارهٔ ۱۱۹۶ای مرا هم دل تو هم دلدار تو
  8. شمارهٔ ۱۱۹۷ندارم دل که دل بردارم از تو
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.