پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۶

ای مرا هم دل تو هم دلدار تو

ای مرا هم یار و هم اغیار تو

در سرابستان حسنت دلبرا

در جهانم هم گلی هم خار تو

بارها هست از تو بر دل پر غمم

گر توان از لطف خود بَردار تو

یک شبم از وصل بنواز ای نگار

تا شوی از عمر برخوردار تو

بارم از هر کس چرا باشد به دل

گر مرا باشی نگارا یار تو

چون مرا آزرده‌ای از روز هجر

از در وصلم دمی بگذار تو

ای خداوند جهان تا بود و هست

غافلان در خواب خوش، بیدار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۸صبا باز آ که درمان دارم از تو
  2. شمارهٔ ۱۱۹۹نگارینا دل پر دردم از تو
  3. شمارهٔ ۱۲۰۰ای به ناکام دلم خسته و مهجور از تو
  4. شمارهٔ ۱۲۰۱تا به کی باشد دلم در دام تو
  5. شمارهٔ ۱۲۰۲جانا کدام دل که نگشته‌ست رام تو
  6. شمارهٔ ۱۲۰۳آمد دل ضعیف من اندر پناه تو
  7. شمارهٔ ۱۲۰۴ای دل به درد عشق ندارم دوای تو
  8. شمارهٔ ۱۲۰۵گشتم از جان بنده بالای تو
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.