پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۰

ای به ناکام دلم خسته و مهجور از تو

کشتهٔ تیر فراقت شده و دور از تو

از شفاخاهٔ وصلت دل من جست دوا

منتظر چند نشینم من رنجور از تو

جرعه‌ای از قدح وصل به مهجوران ده

تشنه لب چند بمانم من مهجور از تو

گرچه از چشم بینداخته‌ای چشم مرا

به دو چشمت که بود چشم مرا نور از تو

آنکه مشهور جهان بود به نیکونامی

در جهان گشت به بدنامی مشهور از تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۲جانا کدام دل که نگشته‌ست رام تو
  2. شمارهٔ ۱۲۰۳آمد دل ضعیف من اندر پناه تو
  3. شمارهٔ ۱۲۰۴ای دل به درد عشق ندارم دوای تو
  4. شمارهٔ ۱۲۰۵گشتم از جان بنده بالای تو
  5. شمارهٔ ۱۲۰۶جانم به لب رسید ز جور و جفای تو
  6. شمارهٔ ۱۲۰۷ای دلم در لعل شکّرخای تو
  7. شمارهٔ ۱۲۰۸ما را شکایتیست ز دست جفای تو
  8. شمارهٔ ۱۲۰۹ای دیدهٔ بخت جهان در آرزوی روی تو
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.