پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۵

گر کشم بار کسی هم بار تو

ور خورم خاری هم از گلزار تو

گر تو را از من فراغت حاصلست

چون فراغت باشدم از کار تو

یک نظر از لطف گر بر ما کنی

سر چه باشد جان کنم ایثار تو

دست بوسم زود و در پایت فتم

همچو دامن کوری اغیار تو

ای گل رنگین منم در صبحدم

از دل و جان بلبل بازار تو

تا به کی در بند دلداران بود

ای دل من جانم از پندار تو

گر ز من بارست بر خاطر ترا

ای عزیز من نخواهم بار تو

گرچه شادی بر غم حالم ولی

من شدم از جان و دل غمخوار تو

گرچه آزردی مرا از داغ هجر

من نخواهم در جهان آزار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۷ندارم دل که دل بردارم از تو
  2. شمارهٔ ۱۱۹۸صبا باز آ که درمان دارم از تو
  3. شمارهٔ ۱۱۹۹نگارینا دل پر دردم از تو
  4. شمارهٔ ۱۲۰۰ای به ناکام دلم خسته و مهجور از تو
  5. شمارهٔ ۱۲۰۱تا به کی باشد دلم در دام تو
  6. شمارهٔ ۱۲۰۲جانا کدام دل که نگشته‌ست رام تو
  7. شمارهٔ ۱۲۰۳آمد دل ضعیف من اندر پناه تو
  8. شمارهٔ ۱۲۰۴ای دل به درد عشق ندارم دوای تو
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.