پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۰

بگشای در رحمت بر روی من مسکین

بَردار ز لطف خود غم را ز دل غمگین

غمگین دل بیچاره بی کس شد و سرگردان

تا چند چنین باشی سرگشته دمی بنشین

بنشین ز هوس تا کی در گرد جهان گردی

فارغ شو ازین معنی وین عرصه دمی برچین

بر چین سر زلفش پر چین شده این دلها

چون بلبل شوریده بر روی گل رنگین

رنگین چو گل رویش نشکفت به بستانها

چون صورت زیبایش هرگز نبود در چین

در چین شده ابرویش با ما ز چه رو باشد

از روی خطا چشمش افتاده به ما چندین

چندین چه کنی یارا این جور و جفا بر ما

تا چند توان کردن این اسب جفا را زین

در زین قدش چندین ای شاه جهان آرای

رخ بر رخ جانم نه من با تو ندارم کین

کین از چه سبب داری با این دل شوریده

پیوسته مرا داری سرگشته تو چون فرزین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۲ای به قد چون سرو نازی صد هزاران آفرین
  2. شمارهٔ ۱۱۹۳جان بدادم در فراق روی او
  3. شمارهٔ ۱۱۹۴ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تو
  4. شمارهٔ ۱۱۹۵گر کشم بار کسی هم بار تو
  5. شمارهٔ ۱۱۹۶ای مرا هم دل تو هم دلدار تو
  6. شمارهٔ ۱۱۹۷ندارم دل که دل بردارم از تو
  7. شمارهٔ ۱۱۹۸صبا باز آ که درمان دارم از تو
  8. شمارهٔ ۱۱۹۹نگارینا دل پر دردم از تو
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.