پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۶

ای بت سنگین دل سیمین بدن

مه‌رخ شکّرلب شیرین دهن

نیست چو روی تو رخ آفتاب

نیست به بالای تو سرو چمن

پیش دهان شکرینت دگر

طوطی خوش گوی نگوید سخن

جور مفرمای بتا بیش ازین

نیش فراقت به دل ما مزن

گر قدمی می‌نهی از روی لطف

ای بت دلخواه به بیت‌الحزن

جان کنمت پیشکش و سر فدا

گر تو درآیی به در آغوش من

گر گذری بر سر خاکم کنی

من ز محبّت بدرانم کفن

از سر اخلاص و محبّت بیا

هم ز جهان بیخ ستم را بکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۸هجران آن صنم گلعذار بین
  2. شمارهٔ ۱۱۸۹تا به کی مسکین دلم باشد ز هجرانت حزین
  3. شمارهٔ ۱۱۹۰بگشای در رحمت بر روی من مسکین
  4. شمارهٔ ۱۱۹۱بلبل شوریده زندان برنتابد بیش ازین
  5. شمارهٔ ۱۱۹۲ای به قد چون سرو نازی صد هزاران آفرین
  6. شمارهٔ ۱۱۹۳جان بدادم در فراق روی او
  7. شمارهٔ ۱۱۹۴ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تو
  8. شمارهٔ ۱۱۹۵گر کشم بار کسی هم بار تو
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.