پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۵

آه از ستم زمانهٔ دون

کاو کرد مرا جگر پر از خون

از درد فراق آن دلارام

از دیده روان شده‌ست جیحون

قدی چو الف که بود ما را

از تاب فراق کرد چون نون

لیلی صفتا منم ز شوقت

سرگشته به کوه و دشت مجنون

عشق رخت ای بت ستمگر

نتوان که ز دل کنیم بیرون

از دیده نمی‌رود خیالت

یادم نکنی ز بخت وارون

چشم تو بریخت خون دلها

هر دم به هزار مکر و افسون

آب رخ ما ز آتش هجر

کردی تو به خاک راه هامون

بر هر دو جهان تو حاکمی عدل

ما را نرسد چگونه و چون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۷بگشای چشم مرحمت و حال ما ببین
  2. شمارهٔ ۱۱۸۸هجران آن صنم گلعذار بین
  3. شمارهٔ ۱۱۸۹تا به کی مسکین دلم باشد ز هجرانت حزین
  4. شمارهٔ ۱۱۹۰بگشای در رحمت بر روی من مسکین
  5. شمارهٔ ۱۱۹۱بلبل شوریده زندان برنتابد بیش ازین
  6. شمارهٔ ۱۱۹۲ای به قد چون سرو نازی صد هزاران آفرین
  7. شمارهٔ ۱۱۹۳جان بدادم در فراق روی او
  8. شمارهٔ ۱۱۹۴ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تو
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.