پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۰

ای دو چشمت مایه درمان من

تا به کی باشد بلا بر جان من

از غم عشقت بگو ای سنگدل

چند باشد در غمت افغان من

جز لب لعل تو ای آب حیات

هیچ نبود در جهان درمان من

این دل سرگشتهٔ بیچاره‌ام

چون کنم چون نیست در فرمان من

دل به جان آمد ز هجران چون کنم

نیست رحمی بر منش جانان من

در سر کار غمش .........

........... سر و سامان من

من ز چشم آرم شراب از دل کباب

گر تو باشی یک شبی مهمان من

راز عشقش چون بگویم مدّعی

هرچه می‌گویی بگو در شان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۲قد تو سرو ناز من هجر تو جان گداز من
  2. شمارهٔ ۱۱۸۳ای بار غم تو بر دل من
  3. شمارهٔ ۱۱۸۴تا به کی در پا کشد زلفت دل مسکین من
  4. شمارهٔ ۱۱۸۵آه از ستم زمانهٔ دون
  5. شمارهٔ ۱۱۸۶ای بت سنگین دل سیمین بدن
  6. شمارهٔ ۱۱۸۷بگشای چشم مرحمت و حال ما ببین
  7. شمارهٔ ۱۱۸۸هجران آن صنم گلعذار بین
  8. شمارهٔ ۱۱۸۹تا به کی مسکین دلم باشد ز هجرانت حزین
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.