پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۷

صبح وصال کی دمد زین شب لاجورد من

شکوه هجر چون کند این دل پر ز درد من

آتش اندرون من در تو اثر نمی‌کند

هم اثری کند مگر در دل آه سرد من

خون دلم ببین که چون می‌رود از دو چشم جان

ای دل و دیدگانم از غصّه به روی زرد من

نیک به غور من برس کز غم تو چه می‌کشم

ور نرسی به غور ما کی برسی به گرد من

با قد همچو سرو ناز ای بت شوخ دلنواز

از لب لعل خویش باز برده خواب و خَورد من

شش‌در خاروش دگر کرد زیاد داو را

از شش و پنج و چار بین نرد حریف نرد من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۹زمانه تا به کی آخر جفا کند بر من
  2. شمارهٔ ۱۱۸۰ای دو چشمت مایه درمان من
  3. شمارهٔ ۱۱۸۱مکن تو روی چو خورشید خود نهان از من
  4. شمارهٔ ۱۱۸۲قد تو سرو ناز من هجر تو جان گداز من
  5. شمارهٔ ۱۱۸۳ای بار غم تو بر دل من
  6. شمارهٔ ۱۱۸۴تا به کی در پا کشد زلفت دل مسکین من
  7. شمارهٔ ۱۱۸۵آه از ستم زمانهٔ دون
  8. شمارهٔ ۱۱۸۶ای بت سنگین دل سیمین بدن
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.