پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۶

ای به بالا سرو نازی ای به رخ همچون سمن

عاشقان مشتاقت از جان میل کن سوی چمن

تا فرو ریزد گل از بار از احیای روی تو

تا نشیند از خجالت سرو بر خاک دمن

گر به بستان بگذری یک دم به طرف جویبار

از حیای قدّت افتد لرزه اندر نارون

نرگس ار چشم تو بیند سر به بالا کی کند

گر دهانت باز بیند غنچه نگشاید دهن

گر بنفشه زلف شبرنگ تو را بیند عجب

گر نبوسد از ادب او خاک پایت را چو من

لاله را گر یک نظر افتد به رنگت نشکفد

وز خجالت عارضت از بر فرو ریزد سمن

غمزهٔ سرمست اگر بر هم زنی با زلف و خال

بی شک ای جان در سپاه زنگبار افتد شکن

دیدهٔ یعقوبِ نابینا شود بینا یقین

گر صبا آرد نسیمی سوی او از پیرهن

بی رُخت چشمم نمی‌بیند جهان بازآی زود

روشنای دیدهٔ ما شمع جمع انجمن

گر بشیر از مصر آید سوی کنعان بی خبر

گلشن فردوس گردد زان خبر بیت‌الحزن

سرو قدّش را بگفتم سر مکش از ما ولی

با وجود قامتش از ما نمی‌آید سخن

گر به خاکم بگذری با مهر با ما یک زمان

از دل خاکم بیابی بوی مهر خویشتن

چشم مستت را بگو رحمی بکن بر عاشقان

در جهان تا کی شود زان فتنه‌ها خون ریختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۸آن خوشدلی کجا شد و آن روزگار من
  2. شمارهٔ ۱۱۷۹زمانه تا به کی آخر جفا کند بر من
  3. شمارهٔ ۱۱۸۰ای دو چشمت مایه درمان من
  4. شمارهٔ ۱۱۸۱مکن تو روی چو خورشید خود نهان از من
  5. شمارهٔ ۱۱۸۲قد تو سرو ناز من هجر تو جان گداز من
  6. شمارهٔ ۱۱۸۳ای بار غم تو بر دل من
  7. شمارهٔ ۱۱۸۴تا به کی در پا کشد زلفت دل مسکین من
  8. شمارهٔ ۱۱۸۵آه از ستم زمانهٔ دون
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.