پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۵

ای عارض زیبای تو نازک‌تر از برگ سمن

وی قد جان آرای تو رعناتر از سرو چمن

من در فراق روی گل فریادخوان چون عندلیب

تا کی چنین فارغ دلی از ناله و فریاد من

هرچند دوری از وفا فکری کن از روز جزا

زین بیشتر تیر جفا بر جان مهجوران مزن

از شرم آن لعل لبان هر صبحدم در بوستان

نبود عجب ای دوستان گر غنچه نگشاید دهن

گر حال من در هجر تو زین پس چنین خواهد گذشت

جانا نمی‌خواهم دگر بی وصل تو جان در بدن

گر بوی لطفت ای صنم روزی به خاکم بگذرد

حقّا که از شوقت به خود چون حلّه گردانم کفن

ای سرو سیم اندام ما بخرام با ما تا کنم

ایثار خاک مقدمت بود و وجود خویشتن

یعقوب محنت دیدهٔ ما را امیدست تا مگر

از لطف باد صبحدم بویی رسد از پیرهن

تا کی زنی بر جان من تیغ جفا مردی بود؟

کاندر جهان مردمی مردی بود کمتر ز زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۷صبح وصال کی دمد زین شب لاجورد من
  2. شمارهٔ ۱۱۷۸آن خوشدلی کجا شد و آن روزگار من
  3. شمارهٔ ۱۱۷۹زمانه تا به کی آخر جفا کند بر من
  4. شمارهٔ ۱۱۸۰ای دو چشمت مایه درمان من
  5. شمارهٔ ۱۱۸۱مکن تو روی چو خورشید خود نهان از من
  6. شمارهٔ ۱۱۸۲قد تو سرو ناز من هجر تو جان گداز من
  7. شمارهٔ ۱۱۸۳ای بار غم تو بر دل من
  8. شمارهٔ ۱۱۸۴تا به کی در پا کشد زلفت دل مسکین من
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.