پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۴

ای عزیز من ستمکاری مکن

بیش ازین بر بندگان خواری مکن

چون تو را دادم دل و جان و جهان

دلبرا آخر جگرخواری کن

از من بیچاره چون زارم ز غم

بی گناه آهنگ بیزاری مکن

بار عالم هست بر پشت دلم

این همه جورم به سرباری مکن

دل ببرد از دست ما و گفتمش

بیش ازین چُستی و عیاری مکن

خود که گفتت ای صنم آخر بگوی

با من بی یار و دل یاری مکن

ای دل مسکین به زاری بیش ازین

بر در آن بی وفا زاری مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۶ای به بالا سرو نازی ای به رخ همچون سمن
  2. شمارهٔ ۱۱۷۷صبح وصال کی دمد زین شب لاجورد من
  3. شمارهٔ ۱۱۷۸آن خوشدلی کجا شد و آن روزگار من
  4. شمارهٔ ۱۱۷۹زمانه تا به کی آخر جفا کند بر من
  5. شمارهٔ ۱۱۸۰ای دو چشمت مایه درمان من
  6. شمارهٔ ۱۱۸۱مکن تو روی چو خورشید خود نهان از من
  7. شمارهٔ ۱۱۸۲قد تو سرو ناز من هجر تو جان گداز من
  8. شمارهٔ ۱۱۸۳ای بار غم تو بر دل من
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.