پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۳

ای دل ای دل بیش ازین در عشق نادانی مکن

دیدهٔ مهجور ازین پس گوهرافشانی مکن

چون نمی‌خواهد مرا دلدار شهرآرا بیا

هم سبک روحی کن آنجا هم گرانجانی مکن

عشقبازی با رخ خوبش نه کار سرسریست

سرّ عشقش آشکارا گشت پنهانی مکن

ای که جویای لب یاقوت رنگی در عدن

گر زند تیغت به ترک گوهر کانی مکن

ای صبا گر بگذری بر کوی آن زیبا نگار

گر بفرماید بدان در غیر دربانی مکن

گرچه مشکل گشت راه کوی وصلش پیش ما

زینهار ای دل به ترک او به آسانی مکن

چون بد و نیکش جزایی هست بی شک در جهان

سعی کن ای بی خرد بر آنچه درمانی مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۵ای عارض زیبای تو نازک‌تر از برگ سمن
  2. شمارهٔ ۱۱۷۶ای به بالا سرو نازی ای به رخ همچون سمن
  3. شمارهٔ ۱۱۷۷صبح وصال کی دمد زین شب لاجورد من
  4. شمارهٔ ۱۱۷۸آن خوشدلی کجا شد و آن روزگار من
  5. شمارهٔ ۱۱۷۹زمانه تا به کی آخر جفا کند بر من
  6. شمارهٔ ۱۱۸۰ای دو چشمت مایه درمان من
  7. شمارهٔ ۱۱۸۱مکن تو روی چو خورشید خود نهان از من
  8. شمارهٔ ۱۱۸۲قد تو سرو ناز من هجر تو جان گداز من
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.