فهرست اشعار
- بخش ۳۰۱ - نپنداری که مرد امتحان مرد نپنداری که مرد امتحان مرد
- بخش ۳۰۲ - اگر خاک تو از جان محرمی نیست اگر خاک تو از جان محرمی نیست
- بخش ۳۰۳ - پریشان هر دم ما از غمی چند پریشان هر دم ما از غمی چند
- بخش ۳۰۴ - جوانمردی که دل با خویشتن بست جوانمردی که دل با خویشتن بست
- بخش ۳۰۵ - ازن غم ها دل ما دردمند است ازن غم ها دل ما دردمند است
- بخش ۳۰۶ - مگو با من خدای ما چنین کرد مگو با من خدای ما چنین کرد
- بخش ۳۰۷ - برون کن کینه را از سینهٔ خویش برون کن کینه را از سینهٔ خویش
- بخش ۳۰۸ - سحرها در گریبان شب اوست سحرها در گریبان شب اوست
- بخش ۳۰۹ - بباد صبحدم شبنم بنالید بباد صبحدم شبنم بنالید
- بخش ۳۱۰ - دلن بحر است کو ساحل نورزد دلن بحر است کو ساحل نورزد
- بخش ۳۱۱ - دل ماتش و تن موج دودش دل ماتش و تن موج دودش
- بخش ۳۱۲ - زمانه کار او را میبرد پیش زمانه کار او را میبرد پیش
- بخش ۳۱۳ - نه نیروی خودی را زمودی نه نیروی خودی را آزمودی
- بخش ۳۱۴ - تو میگوئی که دل از خاک و خون است تو میگوئی که دل از خاک و خون است
- بخش ۳۱۵ - جهان مهر و مه زناری اوست جهان مهر و مه زناری اوست
- بخش ۳۱۶ - من و تو کشت یزدان ، حاصل است این من و تو کشت یزدان ، حاصل است این
- بخش ۳۱۷ - گهی جویندهٔ حسن غریبی گهی جویندهٔ حسن غریبی
- بخش ۳۱۸ - جهان دل ، جهان رنگ و بو نیست جهان دل ، جهان رنگ و بو نیست
- بخش ۳۱۹ - نگه دید و خرد پیمانهورد نگه دید و خرد پیمانهورد
- بخش ۳۲۰ - محبت چیست تاثیر نگاهی است محبت چیست تاثیر نگاهی است
- بخش ۳۲۱ - خودی روشن ز نور کبریائی است خودی روشن ز نور کبریائی است
- بخش ۳۲۲ - چه قومی در گذشت از گفتگوها چه قومی در گذشت از گفتگوها
- بخش ۳۲۳ - خودی را از وجود حق وجودی خودی را از وجود حق وجودی
- بخش ۳۲۴ - دلی چون صحبت گل می پذیرد دلی چون صحبت گل می پذیرد
- بخش ۳۲۵ - وصال ما وصال اندر فراق است وصال ما وصال اندر فراق است
- بخش ۳۲۶ - کف خاکی که دارم از در اوست کف خاکی که دارم از در اوست
- بخش ۳۲۷ - یقین دانم که روزی حضرت او یقین دانم که روزی حضرت او
- بخش ۳۲۸ - به روما گفت با من راهب پیر به روما گفت با من راهب پیر
- بخش ۳۲۹ - شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت
- بخش ۳۳۰ - ثباتش ده که میر شش جهات است ثباتش ده که میر شش جهات است
- بخش ۳۳۱ - بگو ابلیس را از من پیامی بگو ابلیس را از من پیامی
- بخش ۳۳۲ - جهان تا از عدم بیرون کشیدند جهان تا از عدم بیرون کشیدند
- بخش ۳۳۳ - جدائی شوق را روشن بصر کرد جدائی شوق را روشن بصر کرد
- بخش ۳۳۴ - ترا ازستان خود براندند تو را از آستان خود براندند
- بخش ۳۳۵ - تو می دانی صواب و ناصوابم تو می دانی صواب و ناصوابم
- بخش ۳۳۶ - بیا تا نرد را شاهانه بازیم بیا تا نرد را شاهانه بازیم
- بخش ۳۳۷ - فساد عصر حاضر شکار است فساد عصر حاضر آشکار است
- بخش ۳۳۸ - به هر کو رهزنان چشم و گوش اند به هر کو رهزنان چشم و گوش اند
- بخش ۳۳۹ - چه شیطانی خرامش واژگونی چه شیطانی خرامش واژگونی
- بخش ۳۴۰ - چه زهرابی که در پیمانه اوست چه زهرابی که در پیمانه اوست
- بخش ۳۴۱ - بشر تا از مقام خود فتاد است بشر تا از مقام خود فتاد است
- بخش ۳۴۲ - مشو نخچیر ابلیسان این عصر مشو نخچیر ابلیسان این عصر
- بخش ۳۴۳ - حریف ضرب او مرد تمام است حریف ضرب او مرد تمام است
- بخش ۳۴۴ - ز فهم دون نهادان گرچه دور است ز فهم دون نهادان گرچه دور است
- بخش ۳۴۵ - بیا تا کار این امت بسازیم بیا تا کار این امت بسازیم
- بخش ۳۴۶ - قلندر جره باز سمانها قلندر جره باز سمانها
- بخش ۳۴۷ - ز جانم نغمهء «الله هو» ریخت ز جانم نغمهء «الله هو» ریخت
- بخش ۳۴۸ - چو اشک اندر دل فطرت تپیدم چو اشک اندر دل فطرت تپیدم
- بخش ۳۴۹ - مرا از منطقید بوی خامی مرا از منطق آید بوی خامی
- بخش ۳۵۰ - بیا از من بگیر آن دیر ساله بیا از من بگیر آن دیر ساله
- بخش ۳۵۱ - بدست من همان دیرینه چنگ است بدست من همان دیرینه چنگ است
- بخش ۳۵۲ - بگو از من به پرویزان این عصر بگو از من به پرویزان این عصر
- بخش ۳۵۳ - فقیرم ساز و سامانم نگاهی است فقیرم ساز و سامانم نگاهی است
- بخش ۳۵۴ - در دل را بروی کس نبستم در دل را بروی کس نبستم
- بخش ۳۵۵ - درین گلشن ندارم ب و جاهی درین گلشن ندارم آب و جاهی
- بخش ۳۵۶ - دو صد دانا درین محفل سخن گفت دو صد دانا درین محفل سخن گفت
- بخش ۳۵۷ - ندانم نکته های علم و فن را ندانم نکته های علم و فن را
- بخش ۳۵۸ - نپنداری که مرغ صبح خوانم نپنداری که مرغ صبح خوانم
- بخش ۳۵۹ - بچشم من جهان جز رهگذر نیست بچشم من جهان جز رهگذر نیست
- بخش ۳۶۰ - به این نابودمندی بودن آموز به این نابودمندی بودن آموز
متن اشعار به نقل از گنجور.