پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳۵۱ - بدست من همان دیرینه چنگ است

بدست من همان دیرینه چنگ است

درونش ناله های رنگ رنگ است

ولی بنوازمش با ناخن شیر

که او را تار از رگهای سنگ است

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۳۵۳ - فقیرم ساز و سامانم نگاهی استفقیرم ساز و سامانم نگاهی است
  2. بخش ۳۵۴ - در دل را بروی کس نبستمدر دل را بروی کس نبستم
  3. بخش ۳۵۵ - درین گلشن ندارم ب و جاهیدرین گلشن ندارم آب و جاهی
  4. بخش ۳۵۶ - دو صد دانا درین محفل سخن گفتدو صد دانا درین محفل سخن گفت
  5. بخش ۳۵۷ - ندانم نکته های علم و فن راندانم نکته های علم و فن را
  6. بخش ۳۵۸ - نپنداری که مرغ صبح خوانمنپنداری که مرغ صبح خوانم
  7. بخش ۳۵۹ - بچشم من جهان جز رهگذر نیستبچشم من جهان جز رهگذر نیست
  8. بخش ۳۶۰ - به این نابودمندی بودن آموزبه این نابودمندی بودن آموز
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.