پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳۵۲ - بگو از من به پرویزان این عصر

بگو از من به پرویزان این عصر

نه فرهادم که گیرم تیشه در دست

ز خاری کو خلد در سینهٔ من

دل صد بیستون را میتوان خست

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۳۵۴ - در دل را بروی کس نبستمدر دل را بروی کس نبستم
  2. بخش ۳۵۵ - درین گلشن ندارم ب و جاهیدرین گلشن ندارم آب و جاهی
  3. بخش ۳۵۶ - دو صد دانا درین محفل سخن گفتدو صد دانا درین محفل سخن گفت
  4. بخش ۳۵۷ - ندانم نکته های علم و فن راندانم نکته های علم و فن را
  5. بخش ۳۵۸ - نپنداری که مرغ صبح خوانمنپنداری که مرغ صبح خوانم
  6. بخش ۳۵۹ - بچشم من جهان جز رهگذر نیستبچشم من جهان جز رهگذر نیست
  7. بخش ۳۶۰ - به این نابودمندی بودن آموزبه این نابودمندی بودن آموز
  8. بخش ۳۶۱ - کهن پروردهء این خاکدانمکهن پروردهء این خاکدانم
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.