پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳۲۳ - خودی را از وجود حق وجودی

خودی را از وجود حق وجودی

خودی را از نمود حق نمودی

نمی دانم که این تابنده گوهر

کجا بودی اگر دریا نبودی

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۳۲۵ - وصال ما وصال اندر فراق استوصال ما وصال اندر فراق است
  2. بخش ۳۲۶ - کف خاکی که دارم از در اوستکف خاکی که دارم از در اوست
  3. بخش ۳۲۷ - یقین دانم که روزی حضرت اویقین دانم که روزی حضرت او
  4. بخش ۳۲۸ - به روما گفت با من راهب پیربه روما گفت با من راهب پیر
  5. بخش ۳۲۹ - شنیدم مرگ با یزدان چنین گفتشنیدم مرگ با یزدان چنین گفت
  6. بخش ۳۳۰ - ثباتش ده که میر شش جهات استثباتش ده که میر شش جهات است
  7. بخش ۳۳۱ - بگو ابلیس را از من پیامیبگو ابلیس را از من پیامی
  8. بخش ۳۳۲ - جهان تا از عدم بیرون کشیدندجهان تا از عدم بیرون کشیدند
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.