پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳۲۹ - شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت

شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت

چه بی نم  چشمه ای گز گل بزاید 

چو جان او بگیرم شرمسارم

ولی او را ز مردن عار ناید

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۳۳۱ - بگو ابلیس را از من پیامیبگو ابلیس را از من پیامی
  2. بخش ۳۳۲ - جهان تا از عدم بیرون کشیدندجهان تا از عدم بیرون کشیدند
  3. بخش ۳۳۳ - جدائی شوق را روشن بصر کردجدائی شوق را روشن بصر کرد
  4. بخش ۳۳۴ - ترا ازستان خود براندندتو را از آستان خود براندند
  5. بخش ۳۳۵ - تو می دانی صواب و ناصوابمتو می دانی صواب و ناصوابم
  6. بخش ۳۳۶ - بیا تا نرد را شاهانه بازیمبیا تا نرد را شاهانه بازیم
  7. بخش ۳۳۷ - فساد عصر حاضر شکار استفساد عصر حاضر آشکار است
  8. بخش ۳۳۸ - به هر کو رهزنان چشم و گوش اندبه هر کو رهزنان چشم و گوش اند
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.