پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳۳۲ - جهان تا از عدم بیرون کشیدند

جهان تا از عدم بیرون کشیدند

ضمیرش سرد و بی هنگامه دیدند

بغیر از جان ما سوزی کجا بود

تو را از آتش ما آفریدند

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۳۳۴ - ترا ازستان خود براندندتو را از آستان خود براندند
  2. بخش ۳۳۵ - تو می دانی صواب و ناصوابمتو می دانی صواب و ناصوابم
  3. بخش ۳۳۶ - بیا تا نرد را شاهانه بازیمبیا تا نرد را شاهانه بازیم
  4. بخش ۳۳۷ - فساد عصر حاضر شکار استفساد عصر حاضر آشکار است
  5. بخش ۳۳۸ - به هر کو رهزنان چشم و گوش اندبه هر کو رهزنان چشم و گوش اند
  6. بخش ۳۳۹ - چه شیطانی خرامش واژگونیچه شیطانی خرامش واژگونی
  7. بخش ۳۴۰ - چه زهرابی که در پیمانه اوستچه زهرابی که در پیمانه اوست
  8. بخش ۳۴۱ - بشر تا از مقام خود فتاد استبشر تا از مقام خود فتاد است
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.