پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳۲۵ - وصال ما وصال اندر فراق است

وصال ما وصال اندر فراق است

گشود این گره غیر از نظر نیست

گهر گم گشتهٔ غوش دریا است

ولیکنب بحر ،ب گهر نیست

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۳۲۷ - یقین دانم که روزی حضرت اویقین دانم که روزی حضرت او
  2. بخش ۳۲۸ - به روما گفت با من راهب پیربه روما گفت با من راهب پیر
  3. بخش ۳۲۹ - شنیدم مرگ با یزدان چنین گفتشنیدم مرگ با یزدان چنین گفت
  4. بخش ۳۳۰ - ثباتش ده که میر شش جهات استثباتش ده که میر شش جهات است
  5. بخش ۳۳۱ - بگو ابلیس را از من پیامیبگو ابلیس را از من پیامی
  6. بخش ۳۳۲ - جهان تا از عدم بیرون کشیدندجهان تا از عدم بیرون کشیدند
  7. بخش ۳۳۳ - جدائی شوق را روشن بصر کردجدائی شوق را روشن بصر کرد
  8. بخش ۳۳۴ - ترا ازستان خود براندندتو را از آستان خود براندند
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.