پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳۰۸ - سحرها در گریبان شب اوست

سحرها در گریبان شب اوست

دو گیتی را فروغ از کوکب اوست

نشان مرد حق دیگر چه گویم

چو مرگ آید تبسم بر لب اوست

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۳۱۰ - دلن بحر است کو ساحل نورزددلن بحر است کو ساحل نورزد
  2. بخش ۳۱۱ - دل ماتش و تن موج دودشدل ماتش و تن موج دودش
  3. بخش ۳۱۲ - زمانه کار او را میبرد پیشزمانه کار او را میبرد پیش
  4. بخش ۳۱۳ - نه نیروی خودی را زمودینه نیروی خودی را آزمودی
  5. بخش ۳۱۴ - تو میگوئی که دل از خاک و خون استتو میگوئی که دل از خاک و خون است
  6. بخش ۳۱۵ - جهان مهر و مه زناری اوستجهان مهر و مه زناری اوست
  7. بخش ۳۱۶ - من و تو کشت یزدان ، حاصل است اینمن و تو کشت یزدان ، حاصل است این
  8. بخش ۳۱۷ - گهی جویندهٔ حسن غریبیگهی جویندهٔ حسن غریبی
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.