پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳۱۴ - تو میگوئی که دل از خاک و خون است

تو میگوئی که دل از خاک و خون است

گرفتار طلسم کاف و نون است

دل ما گرچه اندر سینهٔ ماست

ولیکن از جهان ما برون است

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۳۱۶ - من و تو کشت یزدان ، حاصل است اینمن و تو کشت یزدان ، حاصل است این
  2. بخش ۳۱۷ - گهی جویندهٔ حسن غریبیگهی جویندهٔ حسن غریبی
  3. بخش ۳۱۸ - جهان دل ، جهان رنگ و بو نیستجهان دل ، جهان رنگ و بو نیست
  4. بخش ۳۱۹ - نگه دید و خرد پیمانهوردنگه دید و خرد پیمانهورد
  5. بخش ۳۲۰ - محبت چیست تاثیر نگاهی استمحبت چیست تاثیر نگاهی است
  6. بخش ۳۲۱ - خودی روشن ز نور کبریائی استخودی روشن ز نور کبریائی است
  7. بخش ۳۲۲ - چه قومی در گذشت از گفتگوهاچه قومی در گذشت از گفتگوها
  8. بخش ۳۲۳ - خودی را از وجود حق وجودیخودی را از وجود حق وجودی
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.