پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۳۰۷ - برون کن کینه را از سینهٔ خویش

برون کن کینه را از سینهٔ خویش

که دود خانه از روزن برون به

ز کشت دل مده کس را خراجی

مشو ای دهخدا غارتگر ده

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۳۰۹ - بباد صبحدم شبنم بنالیدبباد صبحدم شبنم بنالید
  2. بخش ۳۱۰ - دلن بحر است کو ساحل نورزددلن بحر است کو ساحل نورزد
  3. بخش ۳۱۱ - دل ماتش و تن موج دودشدل ماتش و تن موج دودش
  4. بخش ۳۱۲ - زمانه کار او را میبرد پیشزمانه کار او را میبرد پیش
  5. بخش ۳۱۳ - نه نیروی خودی را زمودینه نیروی خودی را آزمودی
  6. بخش ۳۱۴ - تو میگوئی که دل از خاک و خون استتو میگوئی که دل از خاک و خون است
  7. بخش ۳۱۵ - جهان مهر و مه زناری اوستجهان مهر و مه زناری اوست
  8. بخش ۳۱۶ - من و تو کشت یزدان ، حاصل است اینمن و تو کشت یزدان ، حاصل است این
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.