پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی

همام تبریزی

رباعیات

۹۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ انگور و شراب را سعادت بادا
  2. شمارهٔ ۲ جهدی بنما تا بشناسی حق را
  3. شمارهٔ ۳ ای هجر تو خون کرده جگر یاران را
  4. شمارهٔ ۴ ای در سر زلف تو پریشانی‌ها
  5. شمارهٔ ۵ ای دل که شدی در سر آن زلف به تاب
  6. شمارهٔ ۶ زنهار مبالغت مکن در هر باب
  7. شمارهٔ ۷ گویند که هست بی نشان آب حیات
  8. شمارهٔ ۸ عشق تو که در دل آتش تیز افروخت
  9. شمارهٔ ۹ ای چشم تو را چو من جهانی شده مست
  10. شمارهٔ ۱۰ دوشش دیدم زلف بشولیده و مست
  11. شمارهٔ ۱۱ ای آنکه لبت آب حیات طرب است
  12. شمارهٔ ۱۲ در آرزوی تو شمع را جان به لب است
  13. شمارهٔ ۱۳ چون دیدن آن سرو روان در خواب است
  14. شمارهٔ ۱۴ با روی تو شمع برفروزد عجب است
  15. شمارهٔ ۱۵ میلت به من ای یار موافق عجب است
  16. شمارهٔ ۱۶ ای بی‌خبران شکل مجازی هیچ است
  17. شمارهٔ ۱۷ ای زلف به تاب دوست تاب تو که راست
  18. شمارهٔ ۱۸ لب بر لب من نهاد این لطف بس است
  19. شمارهٔ ۱۹ عشق تو که سرمایه این درویش است
  20. شمارهٔ ۲۰ ای باد مراغه حال خویشان خون است
  21. شمارهٔ ۲۱ ترشی تو ولیک نکته‌ات شیرین است
  22. شمارهٔ ۲۲ گفتم که مگر رای تو فرزانگی است
  23. شمارهٔ ۲۳ تا هر کست ای شانه نگیرد بر دست
  24. شمارهٔ ۲۴ تبریز نکو و هر چه ز آنجاست نکوست
  25. شمارهٔ ۲۵ ای جام لب نگار می‌دار به دست
  26. شمارهٔ ۲۶ ای حور سرشت هیچ چیزت بد نیست
  27. شمارهٔ ۲۷ ما را به امید زندگانی بگذشت
  28. شمارهٔ ۲۸ چون خسته شد از منج لب شیرینت
  29. شمارهٔ ۲۹ چون زرد شد از رنج گل رعنایت
  30. شمارهٔ ۳۰ ای آب لطافت و طرب در جویت
  31. شمارهٔ ۳۱ ای عرصه تبریز زیانت مرساد
  32. شمارهٔ ۳۲ این سنگ که از آب روان می‌گردد
  33. شمارهٔ ۳۳ بزم از رخت امشب آفتابی دارد
  34. شمارهٔ ۳۴ زلفش سر کبر و سرفرازی دارد
  35. شمارهٔ ۳۵ زلفت که ز ماه تکیه‌گاهی دارد
  36. شمارهٔ ۳۶ معشوق من امشبی وفایی دارد
  37. شمارهٔ ۳۷ دل وقت سماع بوی دلدار برد
  38. شمارهٔ ۳۸ گفتی که سرشکت ز چه معنی خون شد
  39. شمارهٔ ۳۹ با عشق تو دل چون محرم راز آمد
  40. شمارهٔ ۴۰ گفتی غم عشقت همه کس می‌داند
  41. شمارهٔ ۴۱ گویند فلان سلطنتی می‌راند
  42. شمارهٔ ۴۲ ای دل مطلب دوا ز معلولی چند
  43. شمارهٔ ۴۳ در بزم تو هر که ترک هستی نکند
  44. شمارهٔ ۴۴ معشوقه به گرمابه شبی با ما بود
  45. شمارهٔ ۴۵ عشق تو جوان است و جوان خواهد بود
  46. شمارهٔ ۴۶ هر گه که قدح پر از می ناب شود
  47. شمارهٔ ۴۷ می بی لب تو طرب نمی‌افزاید
  48. شمارهٔ ۴۸ زان عهد قدیم چون مرا یاد آید
  49. شمارهٔ ۴۹ باد سحری رقص‌کنان می‌آید
  50. شمارهٔ ۵۰ گفتار خوش و لب چو قندم باید
  51. شمارهٔ ۵۱ نی حال دلم یکان یکان می‌گوید
  52. شمارهٔ ۵۲ گفتا که به ابروم که دارم در سر
  53. شمارهٔ ۵۳ این ملک به مالک گدا بازگذار
  54. شمارهٔ ۵۴ شد دوش میان ما حکایت آغاز
  55. شمارهٔ ۵۵ بادا چو کمان قامت اعدای تو کوز
  56. شمارهٔ ۵۶ ای خواجه بگو چه دیده‌ای باش هنوز
  57. شمارهٔ ۵۷ جانا دهنت که هست چون چشمه نوش
  58. شمارهٔ ۵۸ از سبزه شود خرد چو ماه اندر میغ
  59. شمارهٔ ۵۹ در صحبت شانه هست موی تو دریغ
  60. شمارهٔ ۶۰ ای ماه چه قبه‌ای ز قدرت عیوق

متن اشعار به نقل از گنجور.