پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱ - فی البدیهه

عروس گل چو به طرف چمن درآمد باز

ز عشق بلبل شوریده برکشید آواز

به روی خرم گل بلبلان ادا کردند

میان باغ به نوروز نغمه های حجاز

نگار و باده ی لعلی گرت به دست آید

چو لاله فرش زمرد به پیش پای انداز

دلا! چو راز نهان آشکار خواهی کرد

خیال یار پری چهره ساز محرم راز

بمیر پیش مسافر چو بوسعید از ملک

بنه ز عشق چو محمود سر به پای ایاز

ز پا درآمدم از تاب مهر عالم سوز

ز دست رفته ام از دست یار دستان ساز

چو باز کرد شکار از برم کبوتر دل

چه باشد ار نفسی دربر من آید باز؟

چه شد که ملک دل عاشقان مشمر شد

مگر ز چشم تو برخاست فتنه در شیراز

ربوده ای دل صاحب دلان به حیله و مکر

فزوده ای هوس عاشقان به شیوه و ناز

دلم چو کعبه ی کوی تو دید، کرد طواف

تنم چو قبله ی روی تو دید، برد نماز

به مجمع تو بود عود و شمع در خور سوز

به مجلس تو بود رود و چنگ در خور ساز

به گرد کوی تو حیدر چو بگذرد، گوید

مگس به منزل سیمرغ می کند پرواز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳ - سوگندنامهبه آفتابِ جمالت، به نورِ صبحِ جلال
  2. شمارهٔ ۵۴ - و له ایضاچنان که قطرهٔ شبنم ز ارغوان بچکد
  3. شمارهٔ ۵۵ - و له ایضابه حرف من چو نهاد این زمان نگار انگشت
  4. شمارهٔ ۵۶ - مدح شیرازدلم ز خطهٔ شیراز و قوم او شادست
  5. شمارهٔ ۵۷ - و له ایضاروزی است عید کز همه ایام خوشترست
  6. شمارهٔ ۵۸ - و له ایضاخواهم که حاجت من بیدل روا کنی
  7. شمارهٔ ۵۹ - مجاراتای روز روشنت ز شب تیره در حجاب
  8. شمارهٔ ۶۰ - فی البدیههنوروز و عید ماست که روی تو دیده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.