پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷ - و له ایضا

روزی است عید کز همه ایام خوشترست

وز روز عید، روی دلارام خوشترست

گل خرم و خوش است، ولی در میان گل

دربر گرفته یار گل اندام خوشترست

ای ناتمام! نسبت رویش به مه مکن

زآن رو که روی او ز مه تام خوشترست

جانا! ز زلف خویش دلم را رها مکن

کین مرغ پای بسته درین دام خوشترست

بیمار گشت حیدر و بر یاد لعل تو

هر دم که باده می‌خورد از جام، خوشترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹ - مجاراتای روز روشنت ز شب تیره در حجاب
  2. شمارهٔ ۶۰ - فی البدیههنوروز و عید ماست که روی تو دیده‌ایم
  3. شمارهٔ ۶۱ - و له ایضااز هر چه هست و بود، می خوشگوار به
  4. شمارهٔ ۶۲ - و له ایضاساقی! بیار باده و مطرب بساز ساز
  5. شمارهٔ ۶۳ - و له ایضانیست در عالم کسی همتای تو
  6. شمارهٔ ۶۴ - خواجوی کرمانی غیبت شیخ سعدی کرد این مدح گفته شدحیات جاودان شد جان سعدی
  7. شمارهٔ ۶۵ - این شعر در حضور شیخ ابواسحاق بن محمود شاه گفته شدخواجوی دزد کابلی از شهر کرمان می‌رسد
  8. شمارهٔ ۶۶ - جواب شیخ سعدیماه ملایک‌منظری، سنگین‌دلی سیمین‌بری
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.