پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳ - و له ایضا

نیست در عالم کسی همتای تو

من بنازم پیش سر تا پای تو

راحت جانی و نور دیده ای

لاجرم در دیده کردم جای تو

شور در فرهاد مسکین افکند

پسته ی شیرین شکرخای تو

از هوا چون گل دریدم پیرهن

تا بدیدم نرگس شهلای تو

حالیا امروز جان می پرورم

بر امید وعده ی فردای تو

از بلا هرگز نپرهیزد دلم

کربلای من بود بالای تو

حیدر بیدل غزل گویی کند

همچو بلبل بر گل رعنای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵ - این شعر در حضور شیخ ابواسحاق بن محمود شاه گفته شدخواجوی دزد کابلی از شهر کرمان می‌رسد
  2. شمارهٔ ۶۶ - جواب شیخ سعدیماه ملایک‌منظری، سنگین‌دلی سیمین‌بری
  3. شمارهٔ ۶۷ - و له ایضااز پردهٔ صبح دوم خورشید تابان می‌رسد
  4. شمارهٔ ۶۸ - جواب شیخای ساقی سیمین‌دهن! در ده شراب ناب را
  5. شمارهٔ ۶۹ - و له ایضاتا کی من سرگردان در عشق تو درمانم؟
  6. شمارهٔ ۷۰ - و له ایضاساقی بیا و جام طرب پرشراب کن
  7. شمارهٔ ۷۱ - و له ایضاای گل! هزار بلبل بیدل اسیر تست
  8. شمارهٔ ۷۲ - و له ایضاروز نوروز و هوای چمن و فصل بهار
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.