پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵ - این شعر در حضور شیخ ابواسحاق بن محمود شاه گفته شد

خواجوی دزد کابلی از شهر کرمان می‌رسد

موری است او در شاعری، نزد سلیمان می‌رسد

معنی مبر ای بوالهوس! شاعر ندزدد شعر کس

معنی بکر شاعران از عالم جان می‌رسد

دزدی مکن ای خرده‌دان، کالا ز دزدان کن نهان

کز بهر دزدی این زمان سردار دزدان می‌رسد

من می‌دهم تشویش او بر هم دریدم پیش او

در تیزگاه ریش او صد گوز قصران می‌رسد

در شاعری رویین‌تنم، قلب دلیران بشکنم

تا گردن دزدان زنم فرمان سلطان می‌رسد

ای حیدر پاک‌اندرون وی مهر مهرت در درون

یک قطره چه بود گر کنون در بحر عمان می‌رسد؟

ای صفدر صاحب قران، ای پادشاه انس و جان!‏

در شهر شیراز این زمان جاسوس کرمان می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷ - و له ایضااز پردهٔ صبح دوم خورشید تابان می‌رسد
  2. شمارهٔ ۶۸ - جواب شیخای ساقی سیمین‌دهن! در ده شراب ناب را
  3. شمارهٔ ۶۹ - و له ایضاتا کی من سرگردان در عشق تو درمانم؟
  4. شمارهٔ ۷۰ - و له ایضاساقی بیا و جام طرب پرشراب کن
  5. شمارهٔ ۷۱ - و له ایضاای گل! هزار بلبل بیدل اسیر تست
  6. شمارهٔ ۷۲ - و له ایضاروز نوروز و هوای چمن و فصل بهار
  7. شمارهٔ ۷۳ - و له ایضامن نکنم توبه ز معشوق و می
  8. شمارهٔ ۷۴ - و لهاگر آن یار یار من باشد
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.