پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴ - و له

اگر آن یار یار من باشد

مونس روزگار من باشد

بیم باشد که از میان بروم

اگر او در کنار من باشد

اختیار جهانیان است او

لاجرم اختیار من باشد

روی محبوب و زلف مشک افشان

سنبل و نوبهار من باشد

گه بود عمر و زندگانی من

گه خداوندگار من باشد

گر به کارم نظر کند دلبر

در جهان کار کار من باشد

پرده بر خویش پاره پاره کنم

گر نه او پرده دار من باشد

حیدر این شعر تر که می‌گوید

سخنش یادگار من باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶ - و له ایضامن آن معشوق می‌خواهم که یار مهربان است او
  2. شمارهٔ ۷۷ - و له ایضاالا ای سرو نسرین بر! که سنبل بر سمن داری
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.