پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵ - و له

آن بت که چشم مستش دل‌ها همی‌رباید

خواهم لبش ببوسم، خوش باشد ار برآید

یاقوت شکرینش در خوشاب پوشد

گیسوی عنبرینش بر گل عبیر ساید

نقش و نگار رویش در کارگاه خوبی

مانی اگر ببیند انگشت‌ها بخاید

در دست انتظارش گر جان دهیم اولی

در پای نازنینش گر سر نهیم شاید

گفتا گرت بکشتم بازت حیات بخشم

دیدیم هرچه آمد، بینیم هرچه آید

در قرن اگر برآید در آفتاب گردش

از مادر زمانه همچون تویی نزاید

از خون دل نشان‌ها بر برگ و بار باشد

روزی اگر گیاهی از خاک من برآید

گر فتح باب خواهی زین در مرو چو حیدر

کو گر دری ببندد دیگر دری گشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷ - و له ایضاالا ای سرو نسرین بر! که سنبل بر سمن داری
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.