پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶ - جواب شیخ سعدی

ماه ملایک‌منظری، سنگین‌دلی سیمین‌بری

رشک بتان آزری، جان و دل از من می‌بری

گل شمه‌ای از بوی تو، شب تاره‌ای از موی تو

مه پرتوی از روی تو، در آسمان دلبری

خورشیدروی و مه‌وشی، با لعل همچون آتشی

خطی ز سنبل می‌کشی بر گرد گلبرگ طری

شد خاک جسم پاک من، خون شد دل غمناک من

گر بگذری بر خاک من جان در تنم باز آوری

تا دیده‌ام بالای تو کردم دل و جان جای تو

سر می‌نهم در پای تو تا به سر من بگذری

زلفت کند بختم نگون، خالت کند حالم زبون

لعلت کند مکر و فسون، چشمت کند جادوگری

ای طره شب موی تو شکل هلال ابروی تو

شد خور ز شرم روی تو در پرده نیلوفری

گه در چمن غلغل کنی گه بوستان پرگُل کنی

گه بانگ چون بلبل کنی گه جلوه چون کبک دری

ای غیرت شمس و قمر! از روی یاری یک نظر

در حیدر بیدل نگر تا از جوانی برخوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸ - جواب شیخای ساقی سیمین‌دهن! در ده شراب ناب را
  2. شمارهٔ ۶۹ - و له ایضاتا کی من سرگردان در عشق تو درمانم؟
  3. شمارهٔ ۷۰ - و له ایضاساقی بیا و جام طرب پرشراب کن
  4. شمارهٔ ۷۱ - و له ایضاای گل! هزار بلبل بیدل اسیر تست
  5. شمارهٔ ۷۲ - و له ایضاروز نوروز و هوای چمن و فصل بهار
  6. شمارهٔ ۷۳ - و له ایضامن نکنم توبه ز معشوق و می
  7. شمارهٔ ۷۴ - و لهاگر آن یار یار من باشد
  8. شمارهٔ ۷۵ - و لهآن بت که چشم مستش دل‌ها همی‌رباید
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.