پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰ - و له ایضا

ساقی بیا و جام طرب پرشراب کن

بیدار باش و دیدهٔ غفلت به خواب کن

ای آفتاب کشور خوبی! به وقت صبح

خاطر منور از می چون آفتاب کن

گر بایدت شراب، بیا خون من بخور

ور بایدت کباب، دلم را کباب کن

گفتم بر طبیب که زارم ز دور چرخ

گفتا دوای خویش ز دور شراب کن

معشوق و جام می به دعا می کنم طلب

یارب دعای من به کرم مستجاب کن

حیدر! ز چنگ زلف چو چنگش به هر مقام

از سوز سینه ناله ز دل چون رباب کن

دردانه با من است، ازین غصه، مدعی!‏

رو همچو بحر دیده ز حسرت پر آب کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲ - و له ایضاروز نوروز و هوای چمن و فصل بهار
  2. شمارهٔ ۷۳ - و له ایضامن نکنم توبه ز معشوق و می
  3. شمارهٔ ۷۴ - و لهاگر آن یار یار من باشد
  4. شمارهٔ ۷۵ - و لهآن بت که چشم مستش دل‌ها همی‌رباید
  5. شمارهٔ ۷۶ - و له ایضامن آن معشوق می‌خواهم که یار مهربان است او
  6. شمارهٔ ۷۷ - و له ایضاالا ای سرو نسرین بر! که سنبل بر سمن داری
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.