پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹ - و له ایضا

تا کی من سرگردان در عشق تو درمانم؟

ای عشق تو در جانم، وی درد تو درمانم!‏

خواهم که به کام دل در پیش تو بنشینم

خواهم که مراد جان از لعل تو بِستانم

از تیغ تو مجروحم گر خود چو سیاووشم

وز دست تو افتادم گر رستم دستانم

از سینهٔ چون سیمت وز دیدهٔ شوخ تو

با سینهٔ بریانم، با دیدهٔ گریانم

بر پیش طبیب دل افتاده و رنجورم

درمان دل مسکین ای خواجه نمی‌دانم

من روی تو می‌جویم من ماه نمی‌بینم

من وصل تو می‌خواهم من قصه نمی‌خوانم

در کوی وفاداران چون حیدر بی‌سامان

گر خون دلم ریزی، بادا به فدا جانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱ - و له ایضاای گل! هزار بلبل بیدل اسیر تست
  2. شمارهٔ ۷۲ - و له ایضاروز نوروز و هوای چمن و فصل بهار
  3. شمارهٔ ۷۳ - و له ایضامن نکنم توبه ز معشوق و می
  4. شمارهٔ ۷۴ - و لهاگر آن یار یار من باشد
  5. شمارهٔ ۷۵ - و لهآن بت که چشم مستش دل‌ها همی‌رباید
  6. شمارهٔ ۷۶ - و له ایضامن آن معشوق می‌خواهم که یار مهربان است او
  7. شمارهٔ ۷۷ - و له ایضاالا ای سرو نسرین بر! که سنبل بر سمن داری
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.