پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶ - مدح شیراز

دلم ز خطهٔ شیراز و قوم او شادست

که بِهْ ز خطهٔ مصر و دمشق و بغدادست

به هر طرف که روم دلبری شکردهن است

به هرکجا نگرم لعبتی پریزادست

طواف خطهٔ شیراز می‌کنم شب و روز

که همچو کعبه عزیز و لطیف‌بنیادست

چو یار حورْوَشَم با شراب دست دهد

به لاله‌زار خرامم که جنت‌آبادست

درآ به باغ ملک، بند غم ز دل بگشا

ببین که لاله‌عذارم چو سرو آزادست

بیا که جنت و کوثر مصلی و رکنی است

ببین که باغ ارم باغ جعفرآبادست

مگر که خسرو شیرین‌دهن نمی‌داند

که شور شکر شیرین ز سوز فرهادست؟

در آب و آتش عشقش چگونه خاک شوم

که خاکساری من در هوای او بادست

نمی‌خورد غم دنیا و آخرت حیدر

دلش به شادی وصل تو در جهان شادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸ - و له ایضاخواهم که حاجت من بیدل روا کنی
  2. شمارهٔ ۵۹ - مجاراتای روز روشنت ز شب تیره در حجاب
  3. شمارهٔ ۶۰ - فی البدیههنوروز و عید ماست که روی تو دیده‌ایم
  4. شمارهٔ ۶۱ - و له ایضااز هر چه هست و بود، می خوشگوار به
  5. شمارهٔ ۶۲ - و له ایضاساقی! بیار باده و مطرب بساز ساز
  6. شمارهٔ ۶۳ - و له ایضانیست در عالم کسی همتای تو
  7. شمارهٔ ۶۴ - خواجوی کرمانی غیبت شیخ سعدی کرد این مدح گفته شدحیات جاودان شد جان سعدی
  8. شمارهٔ ۶۵ - این شعر در حضور شیخ ابواسحاق بن محمود شاه گفته شدخواجوی دزد کابلی از شهر کرمان می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.