پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰ - فی البدیهه

نوروز و عید ماست که روی تو دیده‌ایم

وز شام غم به صبح سعادت رسیده‌ایم

ای نور دیده! چهرهٔ روشن به ما نمای

کز بهر دیدن تو سراپای دیده‌ایم

از آرزوی روی و لب جان‌فزای تو

صد باز پشت دست به دندان گزیده‌ایم

بگذر دمی به ناز که دیبای روی زرد

از احترام در قدمت گستریده‌ایم

از گنج وصل خویش ز بهر شفای دل

تریاک ده که زهر دمادم چشیده‌ایم

از بهر پای اسب تو در دامن بصر

دردانه‌ها به خون جگر پروریده‌ایم

در زلف مشکبار تو چون حیدر ضعیف

پیوسته‌ایم، وز همه عالم بریده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲ - و له ایضاساقی! بیار باده و مطرب بساز ساز
  2. شمارهٔ ۶۳ - و له ایضانیست در عالم کسی همتای تو
  3. شمارهٔ ۶۴ - خواجوی کرمانی غیبت شیخ سعدی کرد این مدح گفته شدحیات جاودان شد جان سعدی
  4. شمارهٔ ۶۵ - این شعر در حضور شیخ ابواسحاق بن محمود شاه گفته شدخواجوی دزد کابلی از شهر کرمان می‌رسد
  5. شمارهٔ ۶۶ - جواب شیخ سعدیماه ملایک‌منظری، سنگین‌دلی سیمین‌بری
  6. شمارهٔ ۶۷ - و له ایضااز پردهٔ صبح دوم خورشید تابان می‌رسد
  7. شمارهٔ ۶۸ - جواب شیخای ساقی سیمین‌دهن! در ده شراب ناب را
  8. شمارهٔ ۶۹ - و له ایضاتا کی من سرگردان در عشق تو درمانم؟
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.