پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰ - بهاریات

بهار و باده و روی نگار خوش باشد

نوای بلبل و بانگ هزار خوش باشد

نگار موی میان در کنار، وقت صبوح

کنار سبزه، میان بهار خوش باشد

شراب در سر و مطرب حریف و ساقی مست

نگار در بر و گل در کنار خوش باشد

بهار خرم و جام شراب و نغمه ی چنگ

چگونه بی رخ آن غمگسار خوش باشد

هر آن کسی که چو من بلبل گلی گردد

اگر خورد ز غمش زخم خار خوش باشد

ز مشک بر ورق روی همچو برگ گلش

محقق است که خط غبار خوش باشد

میان مجلس اغیار و گفتگوی رقیب

اگر کرشمه کند چشم یار خوش باشد

به مجلسی که کشم جام زهر چون حیدر

ز دست او چو می خوشگوار خوش باشد

جفا و جور کش ای ناتوان که بر بنده

جفا و جور خداوندگار خوش باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲ - و له ایضاخیال دوست که در خواب می‌کند بازی
  2. شمارهٔ ۵۳ - سوگندنامهبه آفتابِ جمالت، به نورِ صبحِ جلال
  3. شمارهٔ ۵۴ - و له ایضاچنان که قطرهٔ شبنم ز ارغوان بچکد
  4. شمارهٔ ۵۵ - و له ایضابه حرف من چو نهاد این زمان نگار انگشت
  5. شمارهٔ ۵۶ - مدح شیرازدلم ز خطهٔ شیراز و قوم او شادست
  6. شمارهٔ ۵۷ - و له ایضاروزی است عید کز همه ایام خوشترست
  7. شمارهٔ ۵۸ - و له ایضاخواهم که حاجت من بیدل روا کنی
  8. شمارهٔ ۵۹ - مجاراتای روز روشنت ز شب تیره در حجاب
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.