پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳ - سوگندنامه

به آفتابِ جمالت، به نورِ صبحِ جلال

به آستینِ خیالت، به آستانِ وصال

بدان دو سنبلِ پرتاب و سروِ سوسن‌بوی

بدان دو نرگسِ پرخواب و غمزهٔ قتال

بدان رسن که به مکر و فریب و شیوه و غنج

هزار یوسفِ دل کرده‌ای در آن چَهْ چال

به بوسهٔ تو که بر عاشقان شده‌ست حرام

به خون من که به دین تو گشته است حلال

به سرخیِّ رخ باده، به زردیِّ رخ من

به سبزیِّ خطِ سبزت، به دل‌سیاهیِّ خال

به آتشِ رخِ خوبت، به آبِ دیدهٔ من

به خاکِ کعبهٔ کویت، به بوی بادِ شمال

به آهِ سوزِ غریبان، به شامِ تنهایی

به محنتِ شبِ هجران، به ذوقِ روزِ وصال

بدان خدای که چون ابرو و رخِ تو، قمر

ز صُنعِ خویش کند گاه بدر و گاه هلال؛

که از فراقِ رُخَت نوش می‌کند حیدر

ز دستِ غصه قدح‌های زهر مالامال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵ - و له ایضابه حرف من چو نهاد این زمان نگار انگشت
  2. شمارهٔ ۵۶ - مدح شیرازدلم ز خطهٔ شیراز و قوم او شادست
  3. شمارهٔ ۵۷ - و له ایضاروزی است عید کز همه ایام خوشترست
  4. شمارهٔ ۵۸ - و له ایضاخواهم که حاجت من بیدل روا کنی
  5. شمارهٔ ۵۹ - مجاراتای روز روشنت ز شب تیره در حجاب
  6. شمارهٔ ۶۰ - فی البدیههنوروز و عید ماست که روی تو دیده‌ایم
  7. شمارهٔ ۶۱ - و له ایضااز هر چه هست و بود، می خوشگوار به
  8. شمارهٔ ۶۲ - و له ایضاساقی! بیار باده و مطرب بساز ساز
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.