پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴ - و له ایضا

چنان که قطرهٔ شبنم ز ارغوان بچکد

عرق ز عارض آن ماه مهربان بچکد

ز شرم آتش و آب رخش به طرف چمن

گل آب گردد و بر روی گلستان بچکد

اگر ز دیدهٔ من یک زمان نهان گردد

هزار قطرهٔ خونم ز دیدگان بچکد

ز دست دیده و دل روز و شب به فریادم

ز بس که خون دل از دیده‌ام روان بچکد

گهر چو رستهٔ دندان او کجا باشد؟

که قطره‌ای است از ابر درفشان بچکد

چو ترک عربده جویش سنان غمزه کشد

عجب نباشد اگر خونش از سنان بچکد

اگر به نرگس مستش نظر کنم از شرم

هزار قطره گلابش ز ارغوان بچکد

به یاد آتش و آب لب شکرریزش

‏«هزار بیت بگویم که آب از آن بچکد»‏

چو وصف گوهر دندان او کند حیدر

هزار لؤلؤ شهوارش از زبان بچکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶ - مدح شیرازدلم ز خطهٔ شیراز و قوم او شادست
  2. شمارهٔ ۵۷ - و له ایضاروزی است عید کز همه ایام خوشترست
  3. شمارهٔ ۵۸ - و له ایضاخواهم که حاجت من بیدل روا کنی
  4. شمارهٔ ۵۹ - مجاراتای روز روشنت ز شب تیره در حجاب
  5. شمارهٔ ۶۰ - فی البدیههنوروز و عید ماست که روی تو دیده‌ایم
  6. شمارهٔ ۶۱ - و له ایضااز هر چه هست و بود، می خوشگوار به
  7. شمارهٔ ۶۲ - و له ایضاساقی! بیار باده و مطرب بساز ساز
  8. شمارهٔ ۶۳ - و له ایضانیست در عالم کسی همتای تو
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.