پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸ - و له ایضا

به ناز اگر ز در آن سرو ناز باز آید

به صید کردن مرغ دلم چو باز آید

به ناز در چمن جان خود کنم جایش

اگر به طرف چمن همچو سرو ناز آید

به مجلسی اگر آن رود را به چنگ آرم

چو رود، کار من بی نوا بساز آید

کسی که دیده به محراب ابرویت افکند

به پیش قبله ی روی تو در نماز آید

بر آنکه روز رخت را شبی نظاره کند

دل رمیده ی من در شب دراز آید

هر آنکه رشته ی مهر تو در دلش باشد

چو شمع از آتش مهر تو در گداز آید

ز غصه حیدر آشفته دل به پای طلب

همیشه بر سر کوی تو از نیاز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰ - بهاریاتبهار و باده و روی نگار خوش باشد
  2. شمارهٔ ۵۱ - فی البدیههعروس گل چو به طرف چمن درآمد باز
  3. شمارهٔ ۵۲ - و له ایضاخیال دوست که در خواب می‌کند بازی
  4. شمارهٔ ۵۳ - سوگندنامهبه آفتابِ جمالت، به نورِ صبحِ جلال
  5. شمارهٔ ۵۴ - و له ایضاچنان که قطرهٔ شبنم ز ارغوان بچکد
  6. شمارهٔ ۵۵ - و له ایضابه حرف من چو نهاد این زمان نگار انگشت
  7. شمارهٔ ۵۶ - مدح شیرازدلم ز خطهٔ شیراز و قوم او شادست
  8. شمارهٔ ۵۷ - و له ایضاروزی است عید کز همه ایام خوشترست
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.