پرش به محتوای اصلی
حیدر شیرازی حیدر شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶ - و له ایضا

وجود خاکی من گرچه می دهی بر باد

هزار جان عزیزم فدای جان تو باد

هوای آتش و آب رخت نگویم ترک

گرم چو خاک دهی عمر نازنین بر باد

اگر چه ترک تو تیغ جفا کشیده بود

ببوسمت لب شیرین و هر چه باداباد!‏

خوشا نگار گل اندام و باغ نوروزی

خوشا هوای مصلا و آب رکناباد

خرابه ی دل حیدر که خانه ی غم تست

ز گنج وصل تو خوش باشد ار شود آباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸ - و له ایضابه ناز اگر ز در آن سرو ناز باز آید
  2. شمارهٔ ۴۹ - و له ایضابه حسرت از قفس سینه مرغ جان برود
  3. شمارهٔ ۵۰ - بهاریاتبهار و باده و روی نگار خوش باشد
  4. شمارهٔ ۵۱ - فی البدیههعروس گل چو به طرف چمن درآمد باز
  5. شمارهٔ ۵۲ - و له ایضاخیال دوست که در خواب می‌کند بازی
  6. شمارهٔ ۵۳ - سوگندنامهبه آفتابِ جمالت، به نورِ صبحِ جلال
  7. شمارهٔ ۵۴ - و له ایضاچنان که قطرهٔ شبنم ز ارغوان بچکد
  8. شمارهٔ ۵۵ - و له ایضابه حرف من چو نهاد این زمان نگار انگشت
همه‌ی غزلیات ←

حیدر شیرازی درباره‌ی حیدر شیرازی

حیدر بقال شیرازی شاعر گمنامی است که در قرن هشتم هجری در شیراز و یزد می زیسته و گویا شرح احوال او در تواریخ و تذکره های موجود نیامده است. وی مدیحه گوی نصرت الدین یحیی (مقتول ۷۹۵)، حاکم یزد، و سلطان حسین شیرازی (وفات : ۷۸۵) بوده، در حضرت شیخ ابو اسحاق شیرازی (وفات: ???) بار می یافته، سلطان ابوسعید بهادر (وفات:؟؟؟) را مر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.